37 هفته.
سلام عشق مامانی.
ببخشید این روزا سرم خیلی شلوغ بود.
آخه یه مدت که استراحت مطلقی بودم.بعدش که ماه صفر بود گفتن سنگینه نرو خرید بعدشم اسفند بود که بابات نذاشت برم گفت هی میخورن بهت بعدشم خانومی که شما باشین عید و قضیه پروتئین اوری و بیمارستان و ......که خودت در جریانی .
حالا تازه تو اردیبهشت رفتم که سیمونی بخرم.
البته تختتو یه ماهه قبل سفارش داده بودم که همش بدقولی کردن و آخرشم دیر آوردن.فک کنم 1یه هفته پیش بود.
من و خاله هم یه روز میچیدیم یه روز دیگه هم میرفتیم خرید واسه کسری ها.
واقعا خرید کردن تو ماهه آخر نفس گیره
ایشاالله تو که خواستی مادر بشی تا جنسیتشو فهمیدی خودم یه هفته ای همه خریداتو میکنم که اذیت نشی.
خلاصه سیسمونیت آماده شد.امروز هم عمه اومد تا یه سری کارای مونده رو با خالت انجام بده.بعد از گذاشتن سه تارخ واسه جشن سیسمونیت فردا دیگه قطعی شده.
از سیسمونیت عکس گرفتم اما این روزا هم زیاد نمیتونم بشینم هم کار دارم .کمکم همشو برات میزارم.
" بوووووووووووس به لبای قند عسلت"



37 هفته.
